بهاردلها

خرید بک لینک
مدیر من نمی بیند خدا رابدل دارد غم ناز و ادا راخودش دارد حقوق آن چنانینمی بیند دمی فردای ما راخودش دارد مزایای فراوانندیده جیغ و داد و بینوا راکت جادویش را دیده باشی به حیرت می برد شاه و گدا راندارد در نظر دیروز خود رانهاده زیر پا عهد وفا راشده غافل ز یاران حقیقیزدوده از دلش شرم و حیا رابرایت بهتر از اینها بگویمکشیده سوی قبله دست و پا راکه تا فرصت برایش مانده باقیبگیرد دامن زرین قبا رابسازد خانه ی فردای خود راکند زخمی دل خلق خدا را بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 21:05

من ندیدم از حسین ابن علی چالاک تردیدم او را من ز عرش و فرش ،سینه جاک ترهمچنان او در جهان دیگر نمی آید کسیکو ازین معقوله در دنیا غمی غمناک تردین حق را پاسداری می کند مانند شیردر شجاعت کو ز آقایم حسین بی باک ترمی دهد سر را بپای دین جدش در عملدر تواضع می شود از خاک صحرا خاک ترخاک زیر پای او مهر نمازم می شودچون که او را دیدم از یاس و صنوبر پاک ترلعن و نفرین خدا بر شمر ذوالجوشن که اواز عبیداله ملعون هم شده سفاک ترمی کشد آقا ی ما را پیش روی خواهرشاو که دارد دل ز شیطان هم بسی شکاک ترمی شود رسواترین رسوای بین مردمانچون که از ضحاک هم دارد دلی ضحاک تر بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 1:37

صدای زینب کبری به گوش می آیدنهیب خیزش و جوش و خروش می آیدخمیده قامت سرسبز دودمان حسینچرا که خون ربابه بجوش می آیدز ترس لشگر بد ذات دشمن جبارسکینه سوی عمویش خموش می آیدخیال می برد او کوفه با حسین یارستدوباره دشمن بی دین به هوش می آیدربابه تشنه نشسته به شیون و زاریصدای غرش مردی جموش می آیدحسین که عازم میدان کربلا شده بودشنید که بی پدری ژنده پوش می آیدبه اهل بیت حسین مژده می دهد هر دمکه شمر بی پدر دین فروش می آیدحسین فاطمه ع) را می کشد بدون درنگچرا که سوی حسین با خروش می آید بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 7:08

کربلا فردا عزیزانم پراز خون می شودکربلای بی نوا چون رود جیحون می شود شمر می آیدحسین ابن علی را می کشدمی رود آن نا خلف همدست میمون می شودبه اسیری می کشاند کاروان عشق را در میان دین فروشان خار و مجنون می شودکربلا با این مصیبت می شود خار و ذلیلآسمان در ظهر عاشورا دگرگون می شودچون که هفتاد و دو تن از بهترین یاران حقدر میان خاک و خون یک باره مدفون می شوداز میان آن بیابان های بی آب و علفخاک آن وادی بخون یار افسون می شود بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: کاروان عشق,كاروان عشق,کاروان عشق شعر,کاروان عشق صافات,راه کاروان عشق,کاروان راهیان عشق اهل بیت,دانلود مداحی کاروان عشق,دانلود کاروان عشق,کاروان عشق در راه است,کاروان عشق دستجردی, نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 7:08

شیر مادر شیره ی روح و روان بچه هاستمهر مادر ضامن تاب و توان بچه هاست شک ندارم مادر من قبله گاهم می شودمادری که عاشق نطق و بیان بچه هاست جان من از زندگی با او نباید خسته شدبی کمان مادر همیشه میزبان بچه هاستمیل دارم سایه بان باشد هماره بر سرمدست مادر هر کجا خط امان بچه هاستجان نمی گیرد دل مادر بدور از بچه اشعشق مادر پاسدار جسم و جان بچه هاستآن چنان باید که از مادر پرستاری شودچونکه لالایی او صوت اذان بچه هاست بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: عشق مادر,عشق مادر به فرزند,عشق مادر به پسر,عشق مادری,عشق مادر و دختر,عشق مادر به فرزند شعر,عشق مادرانه,عشق مادر و فرزند,عشق مادر به دخترش,عشق مادر به دختر, نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 2:59

نمی دانم درین ایام چرا موها پریشان استزمانی را که می بینم زمان برگ ریزان استتمام مردم از خرد کلان بر سینه می کوبندزمان غمگساری عزیزان از دل و جان استیکی می گوید ای یاران عزادار حسینم منعزیزانم حسین راه نجات اهل ایمان استحسین را مثل نور دیدگانم می پسندم منحسین فاطمه بی کس ترین سلطان دوران استخودش افتاده زیر پای اسبان ستم کارانهمان آزاده ای که حافظ آیات قرآن استتمام اهل بیتش را اسارت می برد آنیکه او رسواترین مردم این کوی و میدان استعزیزش تشنه لب افتاده بر خاک ای عزیزانمتماشاچی این میدان عزیزان عین شیطان استبه مولا زینب کبری میان این همه ماتم بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 20:52

کودکی که شیر مادر می خوردمی شود چون سبزه ی فصل بهاردل به دریا می زند بی واهمهمی شود مشکل کشای روزگارباید او را چون بزرگان یاد کردبا نوایی قلب او را شاد کرداو اگر افتاده اندر گوشه ایباید او را از قفس آزاد کردکودکی که شیر مادر را ندیدمی توان از او حکایت ها شنیدمی شود هر دم گرفتار بلاکی نصیبش می شود نور امیدکودکی که از محبت سیر شد یا بد و خوب زمان درگیر شدکی ابا دارد ز مشکل در عملآن کسی که لایق تقدیر شدکودکی که مادر از او دور بودیا به قولی وصله ناجور بودهیچ کسی با او سر کاری نداشتیا به تنها زیستن مجبور بود او حریف مشکلات خویش نیستهم نظر با ف بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: شیر مادر,شیر مادر نگهداری,شیر مادر به انگلیسی,شیر مادر چگونه تولید میشود,شیر مادر افزایش,شیر مادر تا چند ماهگی,شیر مادر بعد از سزارین,شير مادر,شیر مادر تا چند سالگی,شیر مادر در یخچال, نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 20:51

درین دنیا عزیزم زور و زر باقی نمی ماندنشانی از من و این بوم و بر باقی نمی ماندنمی نالم من از جور و جفایت بر خودم هرگزچرا که از تو هم یک جو اثر باقی نمی ماندنمی خواهم عزیز دل تو با من مهربان باشیبرای اینکه نامت در نظر باقی نمی ماندمرا دادی زکف با اینکه هم پیمان هم بودیمبه مولایم برایت بال و پر باقی نمی ماندتمام خاک دنیا را به چنگ آری درین ایامبرایت جز لباسی مختصر باقی نمی ماندنباید فکر خود باشی تو ای پیغمبر دورانبرای اینکه جز علم هنر باقی نمی ماندهنرمندی به معنای حقیقی را نمی دانیبدان یک کار بی اندیشه در دفتر نمی ماندبیا فکر پدر باشیم درین ایام ن بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: ظلم باقی نمی ماند, نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 19:10

این سروده را تقدیم می کنم به دوست عزیز و برادر بهتر از جانم حاج احمد زرآبادی پورکه هجرت جان گدازش جسم و جان خانواده ، بستگان و دوستانش را سوخت و بدینوسیله به پدر بزرگوار و خانواده عزیزش عرض تسلیت دارمیار کامانییار کامانی من پرواز کردخویش را با خالقش دمساز کردبا اروجش قلبها ویرانه شدبا نگاهش دیده ها را باز کردهمنوا شد با حسین ابن علیدر وجودش هرچه بود ابراز کرداو که با یاد شهیدان زنده بودایرج و سیروس را آواز کردشد دمی با آن شهیدان همنواگفتگویش را چنین آغاز کرداین منم که آمدم باور کنیدبا پیامش واقعا اعجاز کردمن که مهمان خدای عادلمپس نباید ا بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 10:41

کودکی بودم پر از شور و نشاط بی شمارمی زدم دل را به دریا با کمال افتخارشیطنت در جسم و جانم ریشه می زد هر زمانمی دویدم همچو آهو در میان کوهسارزندگی کودکانه قابل توصیف نیستمی زدم بر عالم دیوانگی بی اختیارشادمان بودم عزیزان همچنان پروانه ایکه خودش را می کند بیچاره پای عشق یارناگهان دیدم که مادر اشگ می ریزد چنانمن ندیدم آنچنان سوز و گدازی مرگباربند از بند دلم شد پاره ای اهل ادباز چه رویی مادرم افتاده اینک بی قرارهر چه پرسیدم ازو مادر چرا اینگونه ای با تبسم در کنارم خیمه زد مردانه وارگفتمش مادر چرا اینگونه نالان گشته ایدیدم اندر چشم مستش جمله های بهاردلها...

ما را در سایت بهاردلها دنبال می‌کنید

برچسب: عالم دیوانگی,شعر عالم دیوانگی,خوش عالمیست عالم دیوانگی اگر, نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 19:41

صفحه بندی